مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
713
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1002 ] فصل [ نهم ] : در ورم عضلات « 1 » كه در شكم است اين ورم ، در اكثر مشتبه مىشود به ورم جگر ؛ لهذا بعد [ از ] اورام جگر ذكر اين و فرق بينهما لازم آمد : بدان كه عضلههاى شكم همگى چهار زوج است : يكى ، در طول شكم امتداد يافته از غضروف حنجرى تا عظم عانه . و زوج ديگر ، در عرض شكم كشيده گشته و دو زوج باقى مورّب واقعاند به نوعى كه يكى بر ديگرى به تقاطع صليبى متقاطع شده است از شرسوف تا عانه و از خاصره تا غضروف حنجرى ؛ پس هرگاه در عضله كه غاير است و مورب [ و ] مايل به سمت جگر آماس پديدار آيد ، از آنكه شكل اين ورم شبيه است به شكل ورم جگر و به واسطه توريب و تبعيد آن از حس بصر ، امتياز مشكل گردد كه ورم در عضله است يا در قعر جگر ؛ لهذا فرق بينهما واجب آمد : فرق آن است كه : ورم جگر هلالى شكل باشد و چندان نمايان نگردد ؛ خاصه اگر به سوى مقعر بود يا مريض فربه باشد كه در مردم فربه اگرچه ورم به حدبهء جگر باشد به نظر نمىدرآيد . و ديگر عوارضات كه از لوازم آماس جگر است چون احتباس بول و بطن و ذهاب شهوت و جز آن همه پيدا بود ؛ به خلاف ورم عضلى كه مستطيل باشد يا عريض يا مورب . و هر چونكه باشد ، يك طرف او غليظ بود و طرف ثانى ، دقيق همچون دم موش كه ذنب الفار گويند . و هرگز هلالى شكل نباشد و بيشتر نمايان بود . و از عوارضات كه لازمهء ورم جگر است هيچ پيدا نباشد لسلامت الكبد . و هرگاه ورم در عضلهء مستطيل افتد ، انجذاب به ترقوه [ يعنى كشيدگى ترقوه ] بر آن گواهى دهد . و قال « صاحب الاقسرايى » : « و اذا رأيت المراق يبادر الى القحل و اليبوسة فاعلم أنّ الورم كبدى » « 2 » . علاج : اندر اين مرض ، تدبير كلى آن است كه نخستين يعنى در ابتدا فصد كنند و مسهل
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Myositis . ( 2 ) . ترجمه : « صاحب اقسرائى گويد : هرگاه ديدى كه پوست شكم رو به خشكى و لاغرى مىنهد ، پس بدان كه ورم كبدى وجود دارد » . م .